تبليغاتX
صد سال تنهایی - حدیث قدسی :

 

به عزت . عظمتبزرگی و بالانشینی ام بر عرش سوگند که هرکس به غیر از من امید بندد آرزویش را ناکام می سازم . لباس مذلت و خواری نزد مردم را بر او پوشانده او را از درگاهم دور می سازم . آیا در سختی ها به غیر من امید بسته حال آنکه سختی ها در دست قدرت من قرار دارد ؟ آیا به غیر از من دل بسته است و بر در دیگران می کوبد و بدانها می اندیشد در حالی که کلید درهای بسته در اختیار من است و در من برای کسی که مرا فرا بخواند گشوده است ؟ کیست که در ناهمواری ها به من امید بست و نا امیدش کردم ؟ کیست که در امور مهم به من امید داشت و ناکامش ساختم ؟ آرزوهای بندگانم را نزد خویش نگاهداشته ام ولی آنها گویا از نگاهبانی من خوشنود نیستند آسمان هایم را پرکرده ام از کسانی که ازتسبیح و تنزیه ی من خسته نمی شوند و به آنها فرمان داده ام تا درها را میان من و بندگانم نبندند . ولی انگار آنها (بندگانم) به گفته هایم اطمینان ندارند. آیا کسی که به او دشواری رسیده است نمی داند که هیچکس جز من یا بدون اجازه ی من نمی تواند آن دشواری را برطرف سازد ؟ چه شده است که او را غافل از خود می بینم ؟ من از روی سخاوت آنچه را که از من نخواسته بود به او دادم . سپس آن را از او گرفتم ولی برگرداندن آن را از من نمی خواهد و از دیگران درخواست می کند . او دیده است که من پیش از آنکه کسی درخواست کند نعمت می دهم . آیا می شود مورد درخواست قرار گیرم ولی به درخواست کننده پاسخ ندهم؟ آیا من بخل می ورزم که بنده ام مرا بخیل می شمارد ؟ آیا جود و کرم از من نیست ؟ آیا عفو و رحمت در دستان من نیست ؟ آیا من مرکز آرزوها نیستم ؟ چه کسی جز من می تواند آرزوها را ناکام کند ؟ آیا آرزومندان از این که به کسی جز من امید بندند نمی ترسند ؟ اگر اهل آسمان ها و اهل زمین همگی آرزو کنند و من به هرکدام از آنها به اندازه ی آرزوی همه ببخشم از دارایی من ذره ای کم نخواهد شد .  چگونه به مملکتی که من سرپرست آن هستم کاستی و نقص میتواند راه پیدا کند ؟       

چه بیچاره اند کسانی که از رحمت من نا امید هستند و چه بیچاره اند کسانی که فرمان مرا به جا نمی آورند و از من بر حذر نیستند !

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:56 توسط باران |